به گزارش بانوی کوثر، به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ بوی پیراهن یوسف حال هوای شهررا دگرگون کرده است، یعقوب های زیادی چشم انتظار یلان شمالی اند، انگار تنها خبر بازگشت توست که حال و جان را چون دم مسیحایی زنده کرده است.

ما را مدافعان حرم آفریده اند ،این لشکر حق است که در وطن روییده، در خاکی که همواره انسان هایش ،آرش وار ،رستم گونه ،ذوالفقار علی (ع) را در قلبشان کاشتند.

انسان هایی که سوختند تا روشنایی زندگی دیگران خاموش نشود، سیمرغ های که قله زندگی شان در لبخند خدا خلاصه شد.

اسطوره های سرزمین من ،برای شب های آرام  این خاک ققنوس شده‌اند تا تولد کودکی زیر صدای گلوله و جنگ نباشد.

چطور توانستی چشم از زیبایی های این دنیا ببندی و به آسمان خیره شوی ،چه قلب بزرگی داری ،وقتی پاره تنت را در دنیای زمینی جا می گذاشتی ،صدای گریه بچه هایت چطور تردید را راهی دلت نکرد ،نگاه های عاشقانه همسرت ،بی قراری های مادرت ،چشم های خسته ی پدرت ،چطور پاهایت را سست نکرد ؛انگار آمده بودی بروی ،زمین تاب قدم های تو را نداشت ،تو عاشق پرواز بودی ،ما نفهمیده بودیم.

رامین حاجی زاده برادر شهید مدافع حرم رضا حاجی زاده در گفتگو با خبرنگار بلاغ با اشاره به بازگشت پیکر شهید برادرش گفت: با شنیدن خبر بازگشت پیکر شهید آن بعد از چند سال انتظار شوق و هیجان خاصی در خانه ما حاکم شد، دیگر پنجشنبه‌هایمان فرق می‌کند.

وی ادامه داد: آمدنش تسکینی برای خانواده است، برای دل بیقرار مادرم بی تابی های بچه هایش که همیشه می گفتند پدرمان کجاست.

برادر شهید حاجی زاده از خصوصیات اخلاقی این شهید بیان کرد: صبور بود، خیلی حرام و حلال توجه می کرد، به حقوق دیگران حساسیت خاصی داشت حتی به اندازه ریختن زباله در خیابان را گناه خیلی بزرگی می دانست، همیشه در بیانش این بود که نباید رهبر را تنها گذاشت، هر وقت در جمعی صحبت از وضعیت اقتصادی و مشکلات جامعه پیش می امد، می گفت رهبری تنهاست.

وی با بیان اینکه رفتن برای دفاع از حرم برای پول نیست، برای عقیده است، اظهار کرد: انانی که به سوریه می روند، مانند دیگران عاشق فرزندان، خانواده و زندگی شان هستند، اما برای اعتقاداتشان رفتند، هیچ کسی نیست که بخاطر پول حاضر باشد دست از زندگی و لذت‌های زندگی ها بکشد.

*خیلی شرمنده‌ایم 

حاجی پور از بردار شهیدش گفت: بعد از دوره اول که به سوریه رفته بود خصوصیات و رفتارش خیلی تغییر کرد، انگار دلش زمین نبود، همیشه در برنامه های شهدا وقتش را صرف می کرد، حال خاصی داشت، انگار دلبستگی نداشت.

وی تصریح کرد: وقتی دوست صمیمی اش شهید صحرایی به شهادت رسید، حتی نمی توانست به داخل خانه بیاید، در را که زد بیرون ایستاد و گریه می کرد، می گفت شرمنده ام چطور می توانم به خانه بیایم در حالی که دوستم شهید شده است.

برادر شهید حاجی زاده در جواب اینکه  بعد از این انتظار زمان دیدار چه حرفی به برادر شهیدش خواهد گفت، بیان کرد: فقط می توانم بگویم، خیلی شرمنده اش هستم.

وی خاطرنشان کرد: توصیه های که از رفتارهای برادرم یاد گرفته ام این است که برای هر قدم خدا را باید در نظر گرفت، مخصوصا در این شرایط که همه دچار مشکلات اقتصادی هستند، کمی به هم رحم کنیم و جانب انصاف را رعایت کنیم.

نجیبه ادهمی، مادر شهید رضا حاجی زاده ، از خصوصیات بارز شهید حاجی زاده گفت: محجوب ،باحیا ،باوقار بودند ،همیشه مهربان بود و هیچ وقت صدایش بلند نمی شد.

وی شهید حاجی زاده را مشاور همیشگی اش خواند و عنوان کرد: از بچگی مشاور من بود و همیشه باهم تعامل و مشورت می کردیم ،حتی در دوره کودکی اش ،از او مشورت می خواستم ،چرا که از بچگی عاقل و فهمیده بود.

ادهمی از دائم الوضو بود شهید صحرایی یاد کرد و بیان داشت: قبل اینکه به مدرسه برود نماز خواندن را شروع کرد و روزه های کله گنجشگی می گرفت ؛در مراسمات مسجد شرکت می کرد و در همه کارهای هئیت فعالیت داشت.

جذب سپاه شدن تا مدافع حرم

وی جذب سپاه شدن شهید حاجی زاده را از سن ۱۸ سالگی خواند و تصریح کرد: علاقه ی خودش و تشویق ما باعث شد زمستان ۸۵ وارد سپاه شود.

مادر شهید حاجی زاده ادامه داد: سال ۹۳ برای مدافع حرم نام نویسی کرد و وارد این راه مقدس شد و در آذر ۹۴ به سوریه رفت و در این دوره دو ماه در حال دفاع از حرم حضرت زینب (س) بود.

وی از لحظه رفتن پسرش گفت: به دلیل علاقه زیاد و وابستگی شدید به پسرم خیلی موافق نبودم ،اما ماندم روز قیامت جواب حضرت فاطمه زهرا (س) را چه بدهم ،راضی شدم و او رهسپار حریم حضرت زینب (س) شد.

دو دوست، دو شهید

ادهمی از ارتباط عمیق شهید با شهید صحرایی یاد کرد و بیان داشت: آنها باهم دوستان صمیمی بودند که رابطه ی خیلی خوبی باهم داشتند ؛وقتی شهید صحرایی به شهادت رسید ،آقا رضا از سوریه به من زنگ زد ،اصلا توان صحبت کردن نداشتم هر دو گریه می کردیم.

وی ادامه داد: بعد از شهادت شهید صحرایی ،حال و هوایی پسرم خیلی عوض شده بود ؛نماز خواندنش ،رفتارش ،انگار دنیا برایش تنگ شده بود ،بی قراری عجیبی داشت.

از جراحت تا شهادت

مادر شهید حاجی زاده از حرف های که برخی در خصوص پول گرفتن‌های مدافعان حرم می گویید بیان کرد: در دوره اول رفتن به جبهه ،دست و گوش اش جراحت سختی دیده بود تمام مراحل درمان را خودش پرداخت کرد ،حتی برای گرفتن عکس به بیمارستان رفتیم او پول دارو را نداشت ؛ در جواب این افراد فقط لبخند می زنم و چیزی نمی‌گویم.

وی از آخرین تماس پسرش گفت: یک روز قبل از شهادت اش ،چهار بار زنگ زد و بی سابقه بود این همه تماس داشته باشد ؛ فردا آن روز عروسم تماس گرفت و خبر شهادت آقا رضا را داده است.

ادهمی وصایای این شهید را پیرو بودن خط رهبری خواند و اذعان کرد: همیشه می گفت : ولایت را تنها نگذارید و فقط پیرو خط رهبری باشید ،رمز موفقیت اش را احترام به پدر و مادر می دانست .

وی در پایان بیان کرد: یک پسر دیگر دارم ،حتی اگر ۱۰ پسر دیگر هم داشتم همه را فدای رهبرم می کردم.

چقدر شیر زنان تاریخ این سرزمین بسیارند ، بغض در نگاه اش بود ،اما نریخت … نریخت اما در عجب ام که چرا زمین از این همه فریاد بی صدا به لرزه در نیامد.

این سربازان غیور اسلام که یادآور روح پاک انسانیت هستند اندازد و نمی گذارند جهان از تپش شجاعت ها و ایثار خالی شود ،پسندیده نیست که فقط سالروز بنیاد شهید را ،روز شهید بنامیم و در تقویم یک روز به نام این همه رشادت ها نامگذاری شود.

شهدا شالوده ی پرچم ایران هستند ،چه در زمان هشت سال دفاع مقدس ،چه قبل آن و چه امروز ؛نفس کشیدن مان را مدیون قطره های خونی هستیم که قداست شان عالمیان را مبهوت کرده است.

امروزه این فرشتگان زمینی که نامشان مدافع حریم سبز علوی اند چطور عاشقانه جانشان را در کوله پشتی می گذارند و بند پوتین را که می بنددند یاد شان می رود این زندگی چه زیباست ،دلبستگی هایشان را کجا می گذارند که این چنین سبک بال پرواز می کنند.

انتهای پیام/

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی بانوی کوثر | رسانه مستقل و مجازی به مدیر مسئولی فاطمه عباسی با مجوز رسمی شماره 78926 معاونت امور مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.